امروز چهارشنبه, 27 فروردين 1393
كاربر گرامي! به اطلاع شما ميرسانيم جلسه شبهاي جمعه دبيرستان سادات موسوي تا اطلاع ثانوي تعطيل مي باشد
برو
بایگانی
پرسش و پاسخ
(برای مشاهده پاسخ هر پرسش، روی آن کلیک کنید)
موضوعات
چند رسانه ای
533 پرسش و پاسخ ها با موضوع « مسائل اخلاقی »
کلمات کلیدی: زندگی.دنیا.آخرت.ابدیت
سوال شماره 3828: سلام علیکم. استاد ارجمند من از وقتی فهمیدم خدا کمر به شکنجه ما بسته ازش متنفر شده ام و نمیتوانم استغفار کنم چون قلبم از نافرمانی اش نشکسته و اگه میدونستم گناه ناراحتش میکنه همه رو یکی صد بار انجام میدادم. نمیتونم بهش توکل کنم چون احتمال اینکه منو به آرزوم برسونه معمولا = 0 . هیچ بهش اطمینان ندارم. البته او را قادر مطلق میدانم با اراده اش مشکل دارم. و بدتر از همه اینکه چون باهاش قهرم نمیتونم دعا کنم و کارام بهم پیچیده. زندگی سرد و بسیار هراس آوره ولی بازم پیشش نمیرم. دلم میخواد بیاد و از همه مون معذرت خواهی کنه که چرا ما رو با همه کوچیکی و ناتوانی بسیار اذیت کرده. اونم مرو به حال خودم رها کرده دیگه هیچ صدایی ازش نمیاد و تمام نعمتاشو ازم گرفته . چیکار باید کرد؟
کلمات کلیدی: حق.الناس.شیطان.استرس
سوال شماره 3827: سلام علیکم و رحمه الله. من خیلی حق الناس مالی به گردن دارم و برای رد آنها چند مشکل دارم. اول اینکه مدام در اضطراب و فشار روحم لذا اصلا فکرم کار نمیکند نتیجتا نمیتوانم چیزی یاد بگیرم و شغلی کسب کنم و بدون پول هم که نمیشود. دوم اینکه خیلیهاشان را نمیشناسم یا اگر میشناسم آدرس ندارم. سوم اینکه باید طوری عمل کنم تا آنها متوجه من نشوند چون سریع شناسایی میشوم و نمیخواهم اینطور شود. میشود مرا به دعا یا دستوری راهنمایی کنید؟\\
کلمات کلیدی: واجبات.محرمات.پزشکی
سوال شماره 3815: سلام علیکم با عرض خسته نباشید و خدا قوت من چند وقتیست که تازه تا حدی خدای خودم را از راه مطالعه ی قرآن و تفکر در معانی ومجالس شما و...خیلی بیشتر و بهتر شناخته ام و به تازگی البته با فراز ونشیب هایی فهمیدم همه چیز به اراده و خواست ایشان شدنیست و غیر ممکن معنا ندارد و طبق قسمتی از قرآن تصمیمم بر این شده که هیچ چیز از دیگران نخواهم و همه چیزم را از ایشان درخواست کنم اما در انجام کار ها چه دینی و چه درسی و... هنوز به پیوستگی نرسیده ام و در سختی ها انگیزه ای را که داشتم گم میکنم این را میدانم که خداوند و امام زمانم قبل از حرف به اعمالم توجه دارند واین اعمال و چشم و... من است که با حرکات خود تسبیح معنوی خداوند را میکند و امام زمانم را راضی میکند چه باید کنم؟نظرتون را در مورد تحصیل کردن و پزشکی دوست دارم بدانم.یاعلی.التماس دعا .
کلمات کلیدی: عرفان.شیطان.انگیزه
سوال شماره 3811: سلام علیکم و رحمه الله . استاد گرامی از شما خواهش میکنم به طور ویژه به من کمک کنید. من آدمی هستم که اگر فرض کنید در این 24 سال عمرم مثلا 1 میلیارد کار واجب داشته ام فقط 10 تایش را انجام داده ام و از طرفی از کودکی تمایلات شدید عارفانه نیز داشته ام و میل به عرفان و صعود به مراتب بالا انجام این وظایف را در نظرم حقیر نموده است. عاقبت میلش را کم کردم تا بتوانم روی کاری که خدا میخواهد متمرکز شوم نه مستحبات .اما بعد از مدتی متوجه شدم اصلا انگیزه ای برای معنویات دیگر ندارم من به شوق خدا تکیه داشتم حالتی مانند چون که صد آید نود هم پیش ماست بود و وقتی آن صد رفت فکر میکردم به قدر نیازم شوق بماند اما همه اش رفت!چیکار کنم که پا از گلیمم فراتر نذارم و هوسهای عرفانی - شیطانی ام را نابود کنم و روی وظیفه اولی ام متمرکز شم بدون تشویش خاطر؟
کلمات کلیدی: مادر.پدر.خدمت
سوال شماره 3798: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. اینجانب با مادرم از کودکی خیلی مشکل داشتم و چون او نمیتوانست روح پیچیده مرا درک کند با عصبانیتهای پی در پی و حرفها آزار دهنده اش مرا سالها از خودش متنفر و دور کرد و چون هرگز از او و پدرم هیچ محبتی ندیدم و فقط خشم و محدودیت و تهدید و آزار به من رساندند با آنها بسیار بدرفتاری کرده ام. چه کار کنم آخر اصلا اصلا دوستشان نداشتم و همیشه از بچگی تنها زندگی کرده ام در خودم. لذا اصلا معنای « محبت» را نمیدانم و با همه مردم عالم سرد و خشن ام. آنها هم از من گریزان. با این وجود بسیار تلاش کردم تا رضای مادرم را بدست آورم اما او میداند که او را دوست ندارم و فقط زمانی از من راضی میشود که دوستش داشته باشم.منم نمیتونم. چه کار باید بکنم؟ هرچه با ادب و احترام با او حرف میزنم و اوامرش را اطاعت میکنم به چشمش نمیاید.
کلمات کلیدی: زندگی.جهنم.بهشت.تنفر.گذشت
سوال شماره 3796: سلام. وقتی خداوند هیچ رقمه حاضر نیست اون بزرگترین نعمتی رو که مایه شادی ما است و با آن احساس خوشبختی میکنیم رو بهمون بده و به نحو تکوینی ذات و خلقیات ما را طوری تنظیم کرده که هرگز نتوانیم آن را بدست بیاوریم( مثل راه رفتن برای آدم فلج) و از او بشدت متنفریم چه کار کنیم تا بتوانیم به این زندگی سیاه ادامه دهیم. من که با او قهر کرده ام. ازش متنفرم. اگه میشد میکشتمش. نمیتونم سراغ معنویات برم. از هرکار معنوی متنفرم. اصلا علاقه ندارم. استرس جهنم داره منو میکشه . چیکار باید کرد؟
کلمات کلیدی: مراقبه.انفعال
سوال شماره 3784: با عرض سلام واحترام فراوان خدمت استاد گرانقدر وعزیزم،اگر مزاج یا روحیه انسان طوری باشد که در اثر حضور در جلسه موعظه حالت انفعالی در زندگی بگیرد یعنی بر اثر مراقبه کلیت زندگی او تحت تاثیر قرار بگیرد وکاملا منفعل بشود چه کار باید بکند؟دوری از گناه ومراقبه تا کجا موضوعیت دارد؟البته منظورم ارتکاب گناه نیست روش زندگی همراه با مراقبه بدون انفعال.ببخشید اگر خوب توضیح ندادم خیلی التماس دعا دارم
کلمات کلیدی: توبه.معرفت
سوال شماره 3762: با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: استاد توبه واقعی چه توبه ای است؟ اگر هر شب توبه کنم حتی اگر گناه کنیم مورد قبول است؟ اگر استاد توبه کنیم و گناهانمان کمتر شود نسبت به قبل و خودمان را سرنزش میکردیم بابت گناه قبول است؟ استاد شما در سن من(15) چه کارهایی باعث میشود تا معرفتم بیشتر شود و شما چه توصیه ای میفرمایید ؟ استاد من نماز شب و قران و نهج البلاغه و صحفیه سجادیه و اذکار مهم و نماز مستحب میخوانم جز 5 شنبه و جمعه ایا این کارها فایده ای دارد برای من؟ ممنونم استاد
کلمات کلیدی: فکر.بد.پلید
سوال شماره 3746: با عرض سلام راستش نمی دونم موضوع رو درست انتخاب کردم یا نه ولی سوالم اینه که حاج اقا من یه دانشجو هستم و هر روز مسافت زیادی در راهم وقت هایی هم می شه که سر کلاس دیگه خسته می شم و نمی تونم به درس گوش بدم ، توی این مواقع فکرم منو هر جایی می بره البته خیلی معمولا به سمت فکر های حرام (البته تا اونجایی که من از فکر های حرام بلدم) نمی ره ولی اقلن بی فایدس و منو از خدا دور می کنه مثلا یکیش این که مثلا یه رفیقی یه بدی کرده همش بهش فکر می کنم و این جوری هم کینه اون به دلم میوفته و .... حاج آقا می خواستم راهنمایی کنید ینده رو ممنون
کلمات کلیدی: حرف.کیفر.صدقه
سوال شماره 3742: سلام علیکم. موجودی فاقد ظرفیت ام که هیچ فکر و احساسی نیست که از درونم بگذرد الا اینکه باید به یکنفر منتقل کنم. هیچی رو نمیتونم در خودم نگه دارم.عمق فاجعه را برایتان مشخص کنم؟ از هر 20 اتفاقی که در یک روز برایم می افتد 19 تای آن را به دیگران میگویم، حتی جزئی ترین چیزها. خیلی برای خودم دردسر درست میکنم. نمیدونم چرا اینطوری هستم. چه کار کنم که دیگر میلی به این تخلیه شدید روانی نداشته باشم؟ چه کار کنم تا درونگرا شوم در حالی که ذاتا برونگرا هستم؟ من در حرف نزدن استادم البته اگر بخواهم. ولی اگر صد سال هم سکوت کنم بعد یک کلمه بگویم دقیقا همان حرفی را میزنم که نباید بزنم. اصلا فهم اینکه چه باید بگویم و چه نباید در من وجود ندارد. هیچ عاقل و بالغ نیستم مثل بچه ها هرچه به دهنم میاد رو میگم. استادم ! من چه باید بکنم؟
کلمات کلیدی: معاشرت.مرد.زن
سوال شماره 3741: سلام و وقت به خیر .بسیار شنیده ایم که ارتباط زن و مرد نامحرم باید فقط در حد ضرورت باشد و البته این امر جدای از شریعت مورد تایید تدبیر و عقل نیز هست.اما سوال بنده این است:آِیا این امر استثنایی هم دارد؟ مدیر من برادری است که چندسال از من کوچکترند.ایشان برادرانه با من رفتار می کند و مثلا در بسیاری از مواقع میپذیرد که به جهت رسیدگی به فرزندم در خانه بمانم و کار کنم. ایشان متاهل و بسیار به خانواده خود متعهدند . همسرم نیز با ایشان آشنا شده اند. ما پانزده سال است که با هم همکاریم. البته چندین سال را بنده به علت انجام وظیفه مادری ام تمام وقت در منزل بودم و ایشان از مشوقین من برای این امر بوده اند.حالا دیگر دقیقا مثل خواهر و برادریم و این حس مشترک کاملا پاکیزه میان ما جاری است. آیا باز هم باید نسبت به صحت این ارتباط که عمدتا دلی است شک کرد؟
کلمات کلیدی: نماز.جعفر.طیار.استغفار
سوال شماره 3732: باعرض سلام وخسته نباشیدخدمت استادگرامی اینجانب چند سوال از خدمت شما داشتم اول اینکه من گناهان زیادی دارم برای استغفار عملی چه کنم صبح ها دعای یاسین می خوانم ونمازهایم را سعی می کنم اول وقت وبه جماعت بخوانم ولی برای نماز صبح توفیق اول وقت کم دارم دوم اینکه موفق به خواندن نافله های شب نمی شوم راهکار شما چیست یک سالی است بعد ظهر ها به صورت ازاد در حوزه درس میخوانم ولی به علت خوابیدن زیاد یا خواستگی نمی توانم خوب درس بخوانم پیشنهاد شما چیست. ومتاهل هستم و نمی توانم سر کار نروم و خیلی زود عصبانی میشوم چه کنم وی برای توسل به امام زمان پیشنهاد شما چیست اگر بخواهم استاد اخلاق داشته باشم چه کنم محتاج راهنمایی ودعای خیر شما هستم
کلمات کلیدی: سرچ.جستجو.کلمه.نامربوط.شیطان
سوال شماره 3729: سلام حاجاقا من یه مشکل اساسی دارم و اونم اینکه هر چند وقت یکبار بدجور میفته تو ذهنم که برم یه کلمه نامربوط رو سرچ کنم ... بعدش هم واقعا ناراحت میشم ولی نمیدونم چرا بعد چند وقت دوباره این حالت میاد سراغم ... این آخریه هم عکسای خیلی نامربوط رو جدی نگاه نمیکردم با اینکه با همون قصد رفته بودم پای اینترنت ... یعنی احساس میکنم این سرج ولو اینکه عکس بدی هم نبینم بهم آرامش میده !!! لطفا راهنماییم کنید خیلی دعام کنید لطفا
کلمات کلیدی: عشق.حب.اطاعت
سوال شماره 3723: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. من میخواهم عاشق خالق و رب خودم بشم، نمیدانم چگونه این اتفاق می افتد ولی اینقدر میدانم که حتی با اطاعت هم این عشق نمیاد. آن طور که من او را شناخته ام در این زمینه کاملا شخصی و خصوصی برخورد می کند و کاملا به شخص خودش مربوط میشود که چه کسی را انتخاب کند یعنی عشق به او خارج از قاعده هایی است که ما میگوییم ، من عاشق عشقم و با اینکه بسیار رنج آور است ولی با تمام وجودم حاضرم از بچگی اینطور بوده ام نمیتوانم بدون عشق زندگی کنم حال اگر قرار باشد عاشق شوم چرا عاشق او نه؟ من با تمام قوای جوانی ام حاضرم . نظر جنابعالی چیست؟
کلمات کلیدی: نماز.ضعف.عمل.اخلاق
سوال شماره 3722: سلام علیکم. موجودی فاقد ظرفیت ام که هیچ فکر و احساسی نیست که از درونم بگذرد الا اینکه باید به یکنفر منتقل کنم. هیچی رو نمیتونم در خودم نگه دارم.عمق فاجعه را برایتان مشخص کنم؟ از هر 20 اتفاقی که در یک روز برایم می افتد 19 تای آن را به دیگران میگویم، حتی جزئی ترین چیزها. خیلی برای خودم دردسر درست میکنم. نمیدونم چرا اینطوری هستم. چه کار کنم که دیگر میلی به این تخلیه شدید روانی نداشته باشم؟ چه کار کنم تا درونگرا شوم در حالی که ذاتا برونگرا هستم؟ من در حرف نزدن استادم البته اگر بخواهم. ولی اگر صد سال هم سکوت کنم بعد یک کلمه بگویم دقیقا همان حرفی را میزنم که نباید بزنم. اصلا فهم اینکه چه باید بگویم و چه نباید در من وجود ندارد. هیچ عاقل و بالغ نیستم مثل بچه ها هرچه به دهنم میاد رو میگم. استادم ! من چه باید بکنم؟
کلمات کلیدی: توبه.ترس.محبت
سوال شماره 3720: سلام علیکم و رحمه الله. مهربان استاد! من متوجه شده ام که انگیزه دینداری ام تنها خوف از جهنم است. لذا برای انجام واجب یا ترک معصیت از درون قلبم یا معرفتم ارزشی قائل نیستم این حالت باعث میشود اگر کار بدی کردم نتوانم توبه و استغفار کنم زیرا واقعا از انجام آن کار رنجیده خاطر نیستم و رکن توبه که پشیمانی و عذاب وجدان است در من حاصل نمیشود. وقتی خدا را دوست ندارم از نافرمانی اش فقط میترسم اما ابدا ناراحت نمیشوم. وقتی اینطوری شد « عزم راسخ» برای ترک ایجاد نمیشود و توبه منتفی است. اگرم توبه نکنم جهنم قطعی است. هر کاری هم میکنم از خدا خوشم نمیاد. جوانی ام داره هدر میره و خدا میدونه اگر توانش رو داشتم به طرفه العینی همه رو درست میکردم. یعنی نیت اش رو دارم ولی نمیتونم. حالا چی بسرم میاد؟ چیکار میشود کرد؟
کلمات کلیدی: محبت.دیگران
سوال شماره 3717: سلام علیکم. من آدم سرد و بی محبتی هستم. نمیدانم چرا ولی از بچگی اینطوری بودم. به هیچکسی هیچ محبتی نداشته ام نه پدرم نه مادرم نه همسرم نه دوستان و نه برادرم و به طور کلی قلبم فاقد هرگونه محبت است.دیگران وقتی اینو می فهمن ترکم می کنن.منم تصمیم گرفتم با تمرین و تلقین محبت ایجاد کنم ولی بدتر شدچشمها میفهمند.مادر و همسرم هرگز باور نکردند.نسبت به ائمه هم همینطورم اصلا قلبم محب نمیشه چه برسه به عاشق. هرچقدر هم خوب باشم بازم کسی رو دوست ندارم. بعضا در ادعیه و زیارات عباراتی هست که تا خدا یا امام را دوست نداشته باشی نمیتوانی بگویی چون دروغ میشود لذا همه را کنار گذاشتم. آیا برای من هم راهی هست؟
کلمات کلیدی: حسد.بدبینی
سوال شماره 3716: ياالله سلام عليكم حاج آقا حس حسادت نسبت به كسايي دارم كه خانوادم اونارو دوست دارن البته اگه همه خانوادم دوست داشته باشن برام مهم نيست و حتي خوشم مي ياد اما حس اولي كه بهتون گفتم منو آزار ميده و باعث شده به كسايي كه هيچ بدي به من نكردن بدبين بشم شما رو به خدا قسم ميدم بگين چي كار كنم چه ذكري بگم كه اين حالت از من دور بشه حاج آقا بخاطر دوست داشتن خانوادم اگه كاري انجام بدن كه سلامتيشونو به خطر بندازه با اونا بداخلاقي ميكنم حاج آقا برام دعا كنين بگين آقا امام زمان برام دعا كنن با تشكر
کلمات کلیدی: حجاب.تذكر.لساني.دانشگاه.بد حجاب.نگاه.حرام.پسر.دختر
سوال شماره 3712: با سلام و آرزوی سلامتی، یک بنده خدایی یک سوالی از من پرسید که من جوابش را با اطلاعاتی که دارم دادم ولی گفتم از شما بپرسم اگر اشتباه جواب دادم اصلاحش کنم. سوالش این بود که ما پسرها میتوانیم به دختران بدحجاب تذکر بدهیم، مثلا هم کلاسیهای دانشگاه؟ و میگفت مگر نباید به نامحرم نگاه نکرد و وقتی نگاه نکنیم چطور بفهمیم که بدحجاب هست و تذکر بدهیم...و میگفت اگر تذکر بدهیم میگویند به تو چه مگر فضولی و ... و نتیجه نمی گیریم. با تشکر، التماس دعا
کلمات کلیدی: خیال.گناه.افکار.بد.لذت
سوال شماره 3701: سلام علیکم استاد ببخشید.... اگر انسان ناخود آگاه ذهنش در مورد رابطه ی زن و مرد و همان به اصطلاح عشق و علاقه به سمت کسی برود... و احساس کند که از این نوع تفکر لذت میبرد و بخواهد که فرد مقابل را ببیند یا یه اصطلاح خودمان رویش بیشتر دقت کند چه حکمی دارد... هم از نظر شرعی و هم اخلاقی؟! لطفا راه چاره اش را نیز ذکر بفرمایید.... من شدیدا محتاجم.... التماس دعا....
صفحه نخست
پرسش و پاسخ
درباره ما
تماس با ما
RSS
پایگاه های مرتبط
پرسش های برگزیده
آمار بازدید کاربران
برخط: 3
امروز: 4670
ماه جاری: 146868
سال جاری: 450447
از ابتدا: 4451725
كليه ي حقوق براي پايگاه اطلاع رساني
حجت الاسلام و المسلمين محمد علي جاودان
محفوظ است و هرگونه كپي برداري از مطالب سايت براي مقاصد غير اقتصادي فقط با ذكر منبع(www.javedan.ir)بلامانع ميباشد .
© 2011 info@javedan.ir , All rights reserved